تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و دوم :
حرف از همسرم که میشود، بیاختیار دستم میلرزد و لیوان درون نعلبکی زیرش صدا ایجاد میکند. سریع دستم را پس میکشم تا بیشتر از این آبروریزی نکنم. از فکر این که کسی از ماجرای جداییام چیزی بفهمد و بخواهد قضاوتم کند، تیرهی پشتم میلرزد. چه جوابی باید میدادم؟ میگفتم که جلسهی اول دادگاهمان یک ماه دیگر برگزار میشود و تا آن موقع فرصت دارم؟ یا میگفتم همسری که از او حرف میزنند، م
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌺🌺🙏🏻
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌺🌺🙏🏻
۳ سال پیشسیتا
0بیچاره ایلیا بخاطر بی پولی مجبوره از خواسته هاش بگذاره و کار کنه
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌺🌺🌺
۳ سال پیشزهرا
5واقعا تا میام شروع کنم به خوندن پارت، تموم میشه 🥲🥲🥲
۳ سال پیشهاناخانوم
2منم همینطور بعضی مواقع میگم چندپارت نمی خونم تایه جایه پارت طولانی بشه ولی کنجکاوی نمی ذاره تواولین فرصت پارت جدید ومیخونم مابه همین پارتهای کوچک دلخوشیم دیگه
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
پارتهای ثبت شده که بگذرن، از بیستم این ماه حجمشون رو بیشتر میکنم. اینم عیدی من به خوانندهها.🌺
۳ سال پیشهاناخانوم
0ممنون بانوجان 🌹 رمان جذاب می نویسید توقع مخاطب بالامیره وصبرش هم کم...💟❤💜💛💚💙
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشید🌺🌺
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
پارتها که طولانیه دوست عزیز🌺
۳ سال پیش؟؟
0سلام من عاشق این رمان شدم تماااام😇🥰😊
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
به مهر خوندید عزیزم.🌺
۳ سال پیشدلنیا
0سلام مثل همیشه عالی 🤍 لطفا پارت هارو طولانی کن مرسی❤
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزم. به زودی حتما.🌺
۳ سال پیشاسرا
0عالیه فاطمه بانو🙏
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌺🌺
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سارای
0بازم میگم مثل همیشه عالی بود بانوجان😘😘🙏🏻