پارت چهل :

دیشب فقط دو ساعت خوابیده‌ام. از ساعت شش صبح با سردرد بیدار شدم و احتمالا خال‌هندو الان وسط ابروهام ظاهر شده. فرصت نکرده‌ام به خودم توى آینه نگاه کنم. هنوز سارافون کوتاه خوابم تنم است اما از آنجایی که این زن، به خانه‌ى مادر خسرو هم مى‌رود، نمى‌توانم بهش اعتماد کنم. نمى‌خواهم این‌طور به نظر برسد که روز سوم کم آورده‌ام! حتى اگر همین‌طور باشد و حتى اگر از بى‌خوابى چیزى نمانده گریه‌ام

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    خوبه نگران سلامتیش هست🙏

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    0

    آخیش با خوندن این پارت یکم خیالم راحت شد

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    0

    خسرو خوب میدونه چجوری روح وروان نگارو تسخیر کنه. ی مادر خوب .....ی مادر خوب .......🥺

    ۱ سال پیش
کپی شد!