دیار آشوب به قلم سیده نرجس کشاورزی و دیبا کاف
پارت پنجاه و سوم :
قدم میزدم و اطراف رو نگاه میکردم. بعد از ماه ها از خونه بیرون رفته بودم. تو چند ماه گذشته دیار خرید میکرد و من به خاطر پام نمیتونستم جایی برم اما حالا داشتم خودم راه میرفتم.
از کنار دیواری رد شدم اما به عقب برگشتم. برگه ای روی دیوار بود. ایستادم و نوشته اش رو خوندم. کار خونگی بود که میوه خشک میکردی و بسته بندی میکردی. شماره ای رو که روی برگه بود برداشتم تا وقتی به خونه رسیدم تماس بگیرم.
این پارت به قلم نگاشته شده است و مطالعهی این پارت حدودا ۴۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نری
1مرسی از هر دو نویسنده ی عزیز و خسته نباشید. رمانتون واقعا عالیه و چقدر خوشحالم که بالاخره آشوب داره طعم خوش زندگی رو میچشه مرسی از این رمان زیبا و پارت های طولانی🧡🧡🧡🧡
۳ سال پیشهاناخانوم
1به به چه پارت طولانی وخوبی دستتون درد نکنه🌹🌹🌹
۳ سال پیشالناز
1ممنون از پارت طولانی💞💞💞
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Aa
1ممنون عالی بود💐