معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت پنجاه و دوم :
«تاسرحد مرگ بجنگ ،اما اگه دیدی ارزشش نداره وفقط خودت آسیب میبینی،جنگیدنو رها کن.اینم یه قانون نانوشته ست»
*
لیلا با حالت تهوعی که اسیرش کرده بود ،خودش را درون توالت حبس کرده بود ودائم عُق میزد.
فرهان پشت درب بود ونگران.اما این نگرانی هایش ذرهایی هم برای لیلا اهمیت نداشت جوابش را نمی داد.
با مُشت به درب کوبید وگفت:
_باز کن اون در لامصبو لیلا تا نشکوندمش..
لیلا بر
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
0مرسی نویسنده خوش قلم
۲ سال پیشZarnaz
11- عاشقانه ها ماهیر و لیلا😍2-لیلا - ماهیر-فرهان(خنثی نه خوشم میاد نه بدم میاد) 3-پیشنهاد میکنم با زندگی لیلا با ماه همراه بشید تاببینم چی میشه موضوع جالبی داره و مطمئنم خوشت میاد😍😉❤️
۲ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
ممنون زرناز عزیزم🥹🫴
۲ سال پیشZarnaz
1عالی بود مرسی فرگل جونم مثلا همیشه گل کاشتی عزیزم ❤️💋دلم برای لیلا خیلی میسوزه گناه داره 🥺واقعا هیچ *** لیلا رو درک نمیکنه و همه ازش میخوان که لیلا اون هارو درک کنه و این خیلی سخته🥺
۲ سال پیشساناز
1🩶🩵🧡💚🤍💛💙❤️🤎💜
۲ سال پیشAa
1عالی👏👌🌿
۲ سال پیشنشمین
0باید دید و منتظر بود ببینم لیلا میخوادچکار کنه
۲ سال پیشاکرم بانو
0منم گیج شدم چه برسه به لیلا،نمیفهمم فرهان واقعاعوض شده یامیخوادلیلاروفریب بده
۲ سال پیشم.ر
1نمیشه به راحتی کنار اومد😒
۲ سال پیش...
2:)))یه طوری داره پیش می ره این انتظار از لیلا دارم ک آدم بکشه.
۲ سال پیشیگانه
4نمیدونم چرا مخالف لیلام موقعی ک باید اینجوری می بود نبود الان ک بازم زمانش نیست داره گند میزنه به همه چی چی میشه اگه بپذیره و کنار بیاد؟!
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1والا همه ترس منم همینه لیلا با بچه و پدر عوضی بچه اش و این خونه و زندگی با این آدم ها کنار بیاد و شاد و خرم زندگی کنه 😐 ننه اش اینجا چیکار میکنه 🤦🏻 ♀️ لیلا قربونت یه دور هم این زنیکه رو ضایع کن دستت درد نکنه