پاناسیا به قلم عاطفه امیرانی
پارت صد و سی و دوم :
فرش قرمز همچون رودخانهای از نور، از ورودی سالن تا میان فلش دوربینها کشیده شده بود. انعکاس نور از کف مرمرین سالن، از لوسترهای عظیم کریستالی، و از لباسهای درخشان مهمانان، فضایی افسونگرانه خلق کرده بود. هالهای از هیجان در هوا جریان داشت؛ زمزمههایی که به هم گره میخوردند، صدای خشخش پارچههای فاخر که در حرکت بودند، و برق لبخندهایی که در زیر نورهای گرم سالن میدرخشیدند.
وقتی
لطفا صبر کنید...

آمینا
2مرتیکه پلشت🤪