اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت چهل و نهم :
ـ جان، دلبری کردن یاد گرفتی؟
ـ مثل تو که اخم کردن و فقط تو این یه هفته یاد گرفتی و انجام دادی.
ـ همش به خاطر دوری از تو بود.
می خواهم به جانش غر بزنم که من هم دلتنگش بودم ولی مثل او اخم نکردم اما سعید امان نمی دهد و لب هایش را روی لب هایم می گذارد و با ولع می بوسد آن قدر حریص و آن قدر عجول که نفس کم می آورم اما من هم حاضر نیستم میانمان فاصله بیندازم و از بودن با مردم لذت می برم.
سعÛ
لطفا صبر کنید...

اسرا
1امیدوارم سعیدواقعاخوب باشه بااین هفته که اخلاقش بدشدنگران صحرام🙏