پارت بیست و چهارم :

به سمت کمد رفت و آن را گشود. بیش از دویست پرونده‌ی زرد رنگ روی هم در آن قرار داشت. بعضی برای همین دو هفته پیش بودند، بعضی برای چند سال پیش. آن‌هایی که تازه‌تر بودند را بیرون کشید و به سمت میز برد‌. همه‌ را رویش گذاشت و بعد نشست و به آن‌ها اشاره کرد.
- بفرمایید. همه‌ی این‌ پرونده‌های جنایی برای دوسال اخیرن. نه گزارشی از روشون نوشته شده، نه حتی کسی خبر داره اتفاق افتادن.
چشمان دختر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Fatemeh

    00

    بسیار عالی موفق باشید🩵

    ۴ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    🙏🙏🤍

    ۳ هفته پیش
  • اسرا

    00

    همه مادنبال چیزی میریم برایمان میشترمنفعت داره تابرای آدمهای دیگه جامعه شناسی چیه میخوادغرورجلوی پدروداریوش بدست بیاره واین پرونده بگیره🙏

    ۴ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    درسته🫠🤌

    ۴ هفته پیش
  • سمیرا

    00

    چه دقتی کرد به پوست دستش😂😂😂😁

    ۴ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    😅😅

    ۴ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.