پارت بیست و سوم :

طاها پرونده را خشمگین روی میزش پرت کرد و گفت:
- فقط یه حیوون می‌تونه همچین کاری کنه. انگیزه‌ش چیه؟! مشخصه هدفش اصلاً قتل نیست. هدفش یه نمایش حال ‌به‌هم‌زنه. داره از کثافت‌کاری‌هاش لذت می‌بره.
پرونده، پرونده‌ی مقتول جدید بود. همان صبح قبل از این که به سرکار بیاید طاها گفته بود دیشب دوباره اتفاق افتاده. آن را باز کرد و شروع به ورق زدنش کرد. تصاویری متعدد از جسدی که با چشمانی وحش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمیرا

    00

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    🤍🤍🤍🙏

    ۳ هفته پیش
  • اسرا

    00

    الان بهش میگه بیاعزیزم این پرونده نه کسی تحقیق کرده نه گزارش 😁🙏

    ۴ هفته پیش
  • مریم دولتیاری | نویسنده رمان

    افرین😁😁

    ۴ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.