اینکا به قلم شهره احیایی
پارت هفتاد :
موزیک ملایم و باد خنک اسپیلت برایش خوشایند بود، البته اگر آقای بداخم روبه رویش را فاکتور میگرفت. نگاهشان لحظهای بهم تلاقی کرد مردمکهای سبز موشکافانه زیر نظرش داشتند. از روی عادت دستی به سرش کشید شالش را جلو برد.
هاویار بیحرف دست به سینه حرکاتش را نگاه میکرد. آب دهانش را فرو داد و با صدای ضعیفی گفت:
- پسرخاله! با من کاری داشتی؟!
هاویار تنهاش را جلو داد، گردنش را کج کرد ب
لطفا صبر کنید...
