همسایه قلبم به قلم سعیده براز
پارت هجده :
فصل دوم
مهیار
نمی دونم این دختره چی توی وجودشه که اینطور منو شیفته ی خودش کرده. حتی یک لحظه دلخوریشو نمی تونم تحمل کنم. آخرشم کار دست خودم دادم. فکر کنم عاشق شدم. دارم از خستگی میمیرم. توی باشگاه کلی تمرین کردم. ولی بازم با این وروجک دارم بازی میکنم تا حوصله اش سرنره.
از همون اول که دیدمش حس کردم برام با بقیه ی دخترها فرق میکنه. نترس و جسور، با اینکه به قول خودش خاله ریزه است ولی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
سلمانی
0وای وای چ شکد
۱ سال پیشسلمانی
0وای وای چ شکد
۱ سال پیشفاطی
0خوبه نظرم علاتفق
۱ سال پیش♡
1واییی عالی عالی دمت گرم رمانت حرف نداره
۱ سال پیشسانیا
0❤️❤️❤️❤️🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
۱ سال پیشمحیا
0رمان قشنگیه
۱ سال پیشmahdis
1عالی بود. همه قسمتاش متفاوت تر از رمان های دیگه بود
۲ سال پیشهانیه
1رمان بسیار قشنگ و مهیج اما حیف که نمیشه خوند
۲ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
گلم گفتم که رایگانه
۲ سال پیشهانیه
0بسیار عالی ممنون
۲ سال پیشدرسا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
اکرم بانو
1وای خدا😂😂😂
۲ سال پیشع
0عالی
۲ سال پیشپرنیا
4پسر ماشین جیگری دل منو بردی😍😂😂😂😂
۲ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
😁
۲ سال پیشفاطمه زهرا
3فکر کنم فقط من رو اون یکی پسره کراش زدم😂👀
۲ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
🤣
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سلمانی
0وای وای چ شکد