پارت بیست و هفتم :

فصل یازدهم
نگار

نگاهم مانده به صیغه‌نامه‌ى رسمى. چیزى شبیه عقدنامه‌ام است؛ کمى کوچک‌تر و توى نگاه من هر دو به یک اندازه بى‌اعتبار!
وقتى بازش مى‌کنم، مى‌دانم دلم مى‌خواهد کدام قسمت را براى هزارمین بار ببینم.
مشخصات‌مان.
یادآورى این واقعیت که خسرو شش‌سال ازم بزرگ‌تر است، مثل نسیم خنکى‌ست تو داغى ظهر تابستان!

توى چندمین قرار بود که امیرمحمد ماه تولد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلی

    0

    مثل همیشه خسرو وبعدش گیتی!!

    ۱۱ ماه پیش
  • اسرا

    0

    خوب وقتی نمی خواست *** بیشترازخودت ازدواج چرانگارنابودکردی چراادامه دادی🙏

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    اه اه امیرمحمد از همین حرفش معلوم شد چطوریه ،کاش باهاش ازدواج نمیکرد...

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    0

    امیر ممد بی شعووووور دل نگارو شیکوندی😥

    ۱ سال پیش
کپی شد!