قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت سیصد و نود و دوم :
روی برنج بشقابش یک بادمجان کاملاً سرخشده گذاشتم که میدانستم دوست دارد.
- حالا... قراره چیکار کنیم؟
- قراره عروسی کنیم دیگه!
باز خندهام گرفت.
- منظورم اینه که برنامهمون چیه؟
- مامانم مشتاقه ببیندت. دوست داره همهچی رو طبق رسوم پیش ببره. واسه اولین قدم گفت با چند تا از زنهای نزدیک یه روز میآن ببینتت.
با نگرانی پرسیدم:
- بیخبر میآن؟
- نه دیگه در ا
لطفا صبر کنید...

ساناز
0💜💚💛❤️🤎💙🤍🩶🧡🩵