پارت سیصد و پنجاه و یک :

با دیدن زنی که بلافاصله بیدار شده و چشمان وحشت‌زده‌اش را به او دوخته بود خیالش راحت شد. این زن جرئت نداشت وقتی لوله‌ی یک تپانچه به سمتش نشانه رفته بود سروصدا راه بیندازد. انتظار نداشت اینجا زنی را ببیند و با خودش فکر کرد بهادر برای مردهایش اسباب تفریح را فراهم کرده و لابد این زن فاحشه است. به‌هرحال حضورش به نفع او بود چون حتماً تابان را دیده بود و خبر داشت کجاست.
- تابان کجاست؟
Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    1

    💙💛🩵💜🩶💚🤎🧡🤍❤️

    ۲ سال پیش
  • سارا

    3

    نویسنده جان میشه پارت فردارو امشب بزاری🥲 به عنوان هدیه برای ماکه دنبال کننده خوبی هستیم 🫠

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    وای نفس کشیدن یادم رفت از هیجان،امیدوارم بتونن هم تابان نجات بدن هم اختروپسرش

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    کاش سریال بود... تا فردا شب سخته صبر کردن

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️