قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت سیصد و چهل و هفتم :
سجاد نگاهی به نقشهای انداخت که دستی روی یک تکه کاغذ کشیده بودند و گفت:
- موقعیتمون خوب نیست. ما هشتتا مرد رو دیدیم، ممکنه بیشتر هم باشن. از نظر تعداد نفرات کمتریم، باید تا جایی که میتونیم بیسروصدا و بدون درگیری تابان رو فراری بدیم. تنها شانسی که داریم اینه که سهطرف باغه و خونهای هم توش نیست. انگار روزها میآن به باغها سر میزنن ولی شب اون دوروبر کاملاً خالیه. راحت میتونی
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

ساناز
1💛🤎💙💚🩵🧡💜🤍❤️🩶