پارت چهارده :

فرانسوا در یک حرکت ناگهانی و به سرعت شیشه‌ی معجون را سر کشید. آقای کوئین و دیگران با هیجان به قورباغه چشم دوختند و منتظر ماندند ببینند چه اتفاقی می‌افتد! فرانسوا نیز با چشمان بزرگش به آنها نگاه می‌کرد.
آقای کوئین خم شده بود و صورتش را کاملا به فرانسوا نزدیک کرده بود و با لبخند دندان نمایی به او چشم دوخته بود بلکه کوچک‌ترین تغییراتش را نیز ببیند. فرانسوا آروغی زد که مشام او را آزرد.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایلما

    0

    پس دشمنی مک باملکه بخاطر آسیب های که به خانواده ش زده ولی هنوزم متعجبم چطوری بین مردگان زندگی میکنه مک بااون غذاهای عجیب وغریب ومیخوره

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    غذاهای عجیب و غریبش که به خاطر ژانر رمانه و البته که در اون شرایط چیز دیگه‌ای پیدا نمی‌شه😂

    ۳ سال پیش
کپی شد!