اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت هشتاد و دوم :
بی جان صدایش می کنم.
ـ امین.
اما نمی شنود. آن قدر جیغ زده ام که صدایم به زور از گلویم خارج می شود بار دیگر صدایش می کنم.
ـ امین، من اینجام.
این بار متوجهم می شود و به سمت سرویس می آید. حال و روزم کاملا از ظاهرم پیداست.
نمی دانم خودم رنگ به چهره دارم یا نه؟ اما امین رنگش مثل گچ سفید شده است.
نفس نفس زنان اسمم را صدا می کند.
ـ برفین، برفین.... چت شده؟
هم چنان خارج شدن خو
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ثریا
0واقعا که برفین تمام این مدت کنارت بود طلاشو فروخت و.. 😑😤
۱ سال پیشحنانه
1طاهاجان یکم صبر میکردی شاید یه راهی پیدا می شد 😶
۲ سال پیشZoha
6طاها لیاقت برفین رو نداره امین برای برفین بهترین گزینه هستش...
۲ سال پیشرزا
5طاها ی بی معرفت چقدر دلم برای برفین میسوزه 😔
۲ سال پیشرقیه
6وای خدا دلم کباب شد😭
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
1وااای ...چقد طاها ظلمه .. بیچاره برفین...جیگرم خون شد که ...