هارمونیکا به قلم مرجان فریدی
پارت هفده :
با حرص، اشکهایم را با پشت دست پس زدم.
به سمتش رفتم و مقابلش قرار گرفتم.
صدایم از خشم میلرزید:
ــ ما باید برگردیم به دنیای خودمون، میفهمی؟
همزمان با سرعت به سمت آن سوی تالار دویدم. از میان پردهها گذشتم و فریاد زدم:
ــ تو کی هستی؟ ها؟ چرا اگر مردی، اینجایی؟
پشت سرم میآمد. با صلابتی ترسناک در صدایش، نامم را فریاد زد:
ــ ویولت!
نگاه لرزانم ب
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
1روحان جان اگه مارو خنجری نمیکنی یه کامنت بزاریم ؟ 😂 تو چطو انقدر خشن تو چطو انقدر کینه ای هستی پسر
۵ ماه پیشدنیز؛
4وا معلومه که با وجود این که باباشو کشته و یه روحه من بازم عاشقشم مگه مهمه اینا؟نه الکی بزرگش میکنید چیزی نیست بچم به این مظلومی فداش بشم🥰
۷ ماه پیشرخساره
8فدا سرش بابا حتما یه دلیلی داشته که باباشو کشته 🫶
۱۰ ماه پیشGOLBARG
1منی که ادیت های هارمونیکا رو دیده بودم و از اول اسم روحان و میدونستم 😆🙂🤍🦋
۱۰ ماه پیشزن دیوا حتی اینجا
8خب سیسیای گل بریم که دوباره کراششششش بزنیممممم
۱۲ ماه پیشطرفدار دیوا و روحان
2روحان .روحان آخرش اسمشو فهمیدم
۱ سال پیشفن روحان
9وااا چرا همچین میکنه ویولت..قسمت باباعه مرگ بوده چرا متوجه نیست🥲😂
۱ سال پیشدریا
8حتما دلیلی داشته عشقم به پدرش چاقو زده عیب نداره😂
۱ سال پیشنازنین
4برادر با وجود اسمش تقدیرش از همون اول با ارواح به هم پیوسته بود
۱ سال پیششبنم
12ولی من با زخمی که میگی یاد زخم روی صورت شاهزاده وانگ سو داخل سریال عاشقان ماه می افتم🥲
۱ سال پیشMah
1واقعا تکی مرجان🥲
۱ سال پیش¯(°_o)/¯
10من بعد این کتابا رسما باید برم تیمارستان تا اونی که دوس دارم رو پیدا کنم😂
۱ سال پیشHelia
2رمان های مرجان یکی از یکی بهتر و قشنگ ترن
۲ سال پیشزینب
4چه اسمیم داره شوهریم🥰
۲ سال پیشالهه
2عه زن دومشی نگفته بود زن دوم داره لاشی
۲ سال پیشزینب
1عزیزمممممم من زن اولشم تازه ازش حاملم😌🔪
۲ سال پیشالهه
1ترش نکنی بیبی برو تو صف
۲ سال پیشزینب
0تو فعلا تو صفی سیسی سر شوهرم با من بحث نکنید غیرتی میشم🤫🔪
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

....
0منی که کامنتارو خوندم و فهمیدم فقط خودم نیستم که می گم حتما یه دلیلی داشته🎀🔪