پارت دویست و یازده :

دقایقی بعد، وارد حیاط ویلا شدم و پارک که کردم، ضربان قلبم چنان بلند شده بود که استرس داشتم که مبادا حنا هم آن‌را بشنود.
ولی تمام تلاشم را می‌کردم که عادی و همانند گذشته که با حنا تنها بودم برخورد کنم.
از ماشین پیاده و در ویلا را که باز کردم، عقب ایستادم، تا ابتدا حنا وارد شود.
- بفرما.
بی حرف داخل شد.
قبل از این‌که پشت سرش وارد شوم. اشاره به ماشین کردم.
- نیاز هست چمدو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!