پارت دویست و دوازده :

باور نداشتم، باور نداشتم که حنا را توانسته بودم بازگردانم.
باور نداشتم که پیشنهادم را قبول کرده بود.
باور نداشتم که کمتر از یک هفته حنا قرار بود عنوان همسرم را به خود بگیرد و من بشوم شوهر او ...
چقدر لذت بخش بود تصور ازدواج با او ...
دلم هوایی می‌شد، از این‌که زین پس حنا را قرار بود در نزدیکی خودم و در ویلایم ببینم برایم شیرین بود و عسل ...
یعنی آرزوهایم داشت برآورده می‌شد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!