پارت صد و هشتاد :





سرسام گرفت از بحثی که بی‌نتیجه بین خانواده‌اش رها شد. بی‌سرانجام از نظر او. چون دلش نمی‌خواست به آن‌جا ختم شود. از نظر همه‌شان دو راه بود برای پرداخت دیه. قرض گرفتن یا فروش خانه! ساعت از دوازده شب هم گذشت و به نتیجه‌ی دلخواهش نرسید. نمی‌خواست فروش خانه برای او و امیرطاها تبدیل به باری گران شود. با وام گرفتن و مقروض شدن راحتر کنار می‌آمد.
از جا که بلند شد، فاطمه فه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    1

    شاید اگه این اتفاق برای طاها نمی افتاد شیدانه خیلی متوجه عشق طاها به خودش نبود ،بعضی اوقات خیلی زود ،دیر میشه ،ممنونم نویسنده جان 🌹♥️🌹

    ۲ سال پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهی شما عزیزم🌹🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!