بی رویا به قلم الهه محمدی
پارت صد و هشتاد :
سرسام گرفت از بحثی که بینتیجه بین خانوادهاش رها شد. بیسرانجام از نظر او. چون دلش نمیخواست به آنجا ختم شود. از نظر همهشان دو راه بود برای پرداخت دیه. قرض گرفتن یا فروش خانه! ساعت از دوازده شب هم گذشت و به نتیجهی دلخواهش نرسید. نمیخواست فروش خانه برای او و امیرطاها تبدیل به باری گران شود. با وام گرفتن و مقروض شدن راحتر کنار میآمد.
از جا که بلند شد، فاطمه فه

لطفا صبر کنید...

مریم گلی
1شاید اگه این اتفاق برای طاها نمی افتاد شیدانه خیلی متوجه عشق طاها به خودش نبود ،بعضی اوقات خیلی زود ،دیر میشه ،ممنونم نویسنده جان 🌹♥️🌹