بی رویا به قلم الهه محمدی
پارت صد و هفتاد و چهارم :
منشی دادگاه که پرونده را قرائت کرد، نامدار با کسب اجازه از قاضی بلند شد و شروع به کار کرد. دفاعیهی او از امیرطاها داشت یکطرف آن حادثه را صاف میکرد، اما سمت دیگر را شخم میزد. آن هم دل ثریا! داشت کمکاریهایش را در قبال دانیال بهش یادآوری میکرد. تمام حرفهای تلخِ وکیل، به نظرش درست بود. کوتاهی خودش در قبال دانیال! اگر اوضاع زندگیش روبراه بود، اگر به دردهای Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

الهه محمدی | نویسنده رمان
عزیزم خیلی ممنونم که بیرویا رو میخونی و بعد از هر پارت نظرتون رو میزارید. واقعا انرژی میده به من. امیدوارم از خوندن داستان لذت ببرید ❤️🍁
۱۲ ماه پیشمریم گلی
1مثل اینکه این رشته سره دراز داره ،بیچاره طاها ،امان از حرفهای صد من یه غاز داوود،خدایا خودت بخیر کن ،ممنونم نویسنده جان 🌹♥️
۲ سال پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
بله. واقعا
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

میم
0خدا لعنتت کنه سامیار پول پرست،چند دقیقه حواست به اون بچه ها بود این فاجعه رخ نمی داد،این جلسه تشریف نیاوردی بخاطر مثلا دوستت جلسه بعد باید شرکت کنی،احضارت می کنن 😠🙏🏼