پارت بیست و یک :

روی زمین سر خوردند و افتادند نفس زنان جلو رفتم و داد زدم:
-چه اتفاقی افتاده؟
لکس که روی زمین پهن شده بود شنلش را کنار کشید و با دیدن جسم نحیف و مچاله ای شوکه نالیدم:
-اون گایوسه؟ خدای من!
نیک سریع روی چهار زانو کنار گایوس نشست و گفت:
-گایوس صدای من رو می شنوی؟
با عجله به سمت پایین دویدم و همان طور که دامنم را توی دستم می گرفتم از پله ها سرازیر شدم و داد کشیدم:
-لرد،

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگار

    0

    واییی گایوس چقدر عاشق زایاست حتی وقتی که داشت میمرد هم به فکرش بود یه لحظه فکر کردم اگه بمیره خیلییی حیف میشه آخه حیف نیست که گایوس که عاشق همسرش هستند وفاداره بمیرن و ادم های خیانت کار زنده بمونن یه لحظه برای عشق گایوس گریم گرفت خیلیییی خوب بود حدیث جونم 💙💙💙💙

    ۳ ماه پیش
  • Asemane_rangin

    0

    بله. مشتاق دونستن ادامه داستان هستم.

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    1

    واقعا جالبه😯😯❣️

    ۱ سال پیش
  • وایولت

    1

    داستانی بسیار تخیلی که درون ان وارد شده ام و احساس میکنم درون خود داستان هستم اگه تخیلی بودنم رو در نظر نگیریم عالی

    ۱ سال پیش
  • وایولت

    1

    داستانی بسیار تخیلی که درون ان وارد شده ام و احساس میکنم درون خود داستان هستم اگه تخیلی بودنم رو در نظر نگیریم عالی

    ۱ سال پیش
  • اتوسا

    1

    خیلیییی رمان خفنیه هرکی نخونه نصف عمرش بر فناست

    ۲ سال پیش
  • اتوسا

    1

    عاشق لارام با حرفایی که میزنه

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    بی صبرانه منتظر روزی هستم که خطری دخترک انسان نما رو تهدید میکنه و لرد نگرانش میشه🥺🥰 میدونم بدجنسیه ولی دلم چنین پارتی میخواد رمانت عالیه عزیزم 🌹

    ۲ سال پیش
  • محدثه

    1

    پس کی پارت میزارین ❤

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    امشب عزیزم

    ۲ سال پیش
  • هستی

    2

    چرا اینقدر دیر پارت میزارین من صبرم کمه😂

    ۲ سال پیش
  • H

    2

    خیلی قشنگ بود ❤️

    ۲ سال پیش
  • سوما

    3

    امشب پارت نداریم یعنی😢😢😢😭

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    این لرد چقدر مغرور نمی شد یکم تشکر کنی هی نگی دخترک انسان نما بجاش بگی یکی از سرزمین دلسوز 😤 دلارا هم اسم باحالی گذاشت براش اگه میشد به این لرد مغرور گفت واکنش دیدنی هست آیا 🤔

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    دیگه این از بچگی شاهزاده بود بعدم پادشاه شد

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    2

    خوشحالم که بلاخره اون رمانی که دنبالش بودم و پیدا کردم خیلی خیلی عالی بود جوری درباره هر لحظه اش کنجکاوم دستخوش 😘🤩

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😍🤍ای جانم

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    من عاشق شهر دراگونیا هستم 😍و پادشاشون خیلی دوست دارم ❤️😍لارا همینطور خیلی به پادشاهمون میاد😍❤️باید فیلم این رمان درست کنن خیلی محشر میشه 😍❤️مرسی حدیث جونم عاشقتم 💋❤️

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    عزیزدلم 😍🤍

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️