پارت بیست :

همگی به احترام این تصمیم لرد همان طور که خم می شدند دستانشان را از روی سینه باز کردن و اطلاعات گفتند. سرمای زمستان دیوارهای این قصر کوهستانی را یخ زده کرده بود. لکس بقچه اش را باز کرد کلاهی هفت تیکه ی رنگارنگ روی سرش زد و لبخند مرموزی روی لبش نشاند. نیک دو انگشت اشاره و وسطش را روی شقیقه یکبار گذاشت و برداشت و با بامزگی ذاتی اش گفت:
-وقت اجرای نقشه است کلاغ ها.
روی پاشنه ی پا چرخی باح

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگار

    0

    وقتی کلاغه به در خورد یاد اون انمیشن های افتادم که پرنده میخورد به شیشه و آروم از روش لیز میخورد پایین تا وقتی به زمین بخوره خیلییی پارت باحالی بود و خیلی قشنگ جزئیات رو بیان میکردی حدیث جونم مرسی ازت عسیسم 💙💙💙💙

    ۳ ماه پیش
  • الناز

    0

    الان که گفت ملکه انسان به دنیا آورد حس کردم منظورش لاراس بعد یادم افتاد منظورش لرده

    ۶ ماه پیش
  • Zar

    0

    دارم فک میکنم که این اسم لرد تاریکی برای کسی که پادشاه خوبی بوده بد نیست؟مثلا این ملکه ای که دارن ازش فرار میکنن باید اسمش ملکه تاریکی میبود.این صرفا یه اسمه برا با ابهت نشون دادنش مثلا؟

    ۸ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    خیر زمانی که از نظر مردم بد بوده، از دید اونا تبدیل به پادشاهی شده که تاریکی اورده به قلمرو

    ۸ ماه پیش
  • Asemane_rangin

    0

    اجباری بودن وفاداری نیمه کلاغ ها.

    ۱ سال پیش
  • شهلا

    1

    جالبه واقعا😍

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🫶🏻😍

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    عالی مرسی حدیث جونم 😍حال کردم با رمانت خیلی خفنه😍و خیلی رویایی😍

    ۲ سال پیش
  • Yasna

    3

    ولی بنظرم دلیلی داره که لارا رو به عنوان شیشه عمر لرد انتخاب کردن بنظرم تنها دلیلش پاک بودن لارا نیست و دلیل دیگری هم ممکنه داشته باشه

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    خسته نباشید،من متوجه نمیشم لاراواقعابه دنیای دراگونیارفنه یاخواب میبینه؟

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    این دیگه رازه میفهمید بعدا

    ۲ سال پیش
  • Hani

    0

    ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • دلارام

    3

    ژانر تخیلی هست اما این رمان حقیقت های زیادی رو میگه مثلا اینکه گاهی انسان ها از شیطان بدتر میشن دلت رومیشکنن،به غرورت لطمه میزنن،شخصیتت رو خورد میکنن،در واقع مقصر اصلی ضعیف،غمگین بودن دیگران هستن 🖤

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    دقیقا خوشحالم درس رمان رو فهمیدین 🥺😍🫶🏻

    ۲ سال پیش
  • سوگند

    0

    سلام خسته نباشید من رمان های زیادی خوندم وبیشتر رمان ها بعد از دوخط دیگه نمی خونم چون تکراری وخسته کننده ان ولی این رمان خیلی جالبه مرسی

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😍🫶🏻🤍ای جانم

    ۲ سال پیش
  • H

    1

    اونی که آوردن کی بود؟

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    1

    شیشه ی عمر لرد تاریکی... خیلی قشنگ بود🥺✨

    ۲ سال پیش
  • سوما

    3

    مثل همیشه عالی🙏🩷🧡🩶

    ۲ سال پیش
  • لارا

    1

    منو انقدر نترسونید آقا🙃

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️