پارت نود و پنجم :

لبخندی زدم و از آغوشش اومدم بیرون و گفتم:
-ولی بازم این خونه باید سروسامون بگیره پندار؛ چون شیوا باید مستقل بشه کم‌کم و بعدش...
مکث کردم که گفت:
-خب! بعدش چی؟!
توی چشماش زل زدم و گفتم:
-من باید یه چیزی بهت بگم!
پندار کنجکاو نگاهم کرد که باعث شد خودم ادامه حرفمو بزنم. مثل خودش سریع و بی‌ملاحظه گفتم:
-من یه برادر ناتنی دارم.
پندار با دستش ریشش‌و خاروند و گفت:
-Ú

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلیا

    0

    مطمئنم پندار تو فرار امیرعلی کمکش کرده، شیواهم همینطور

    ۸ ماه پیش
  • آمنه

    0

    نمیگم سنم کم هست ۳۴سالم هست اما پیر هم نیستم اما اینو از دنیا یاد گرفتم مردی که تازه آشنا شدی وراحت عشق رو بهش بگی نه دوست داره وبه عنوان بازیچه حساب میشی مهوا خانم حداقل دنبالش برو وببین کجا میره

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    وبرادر شیوا که داره اونو گول میزنه واون چه راحت مرگ مادربزرگش رو تا حدودی فراموش کرده آخه ۴۰روز نشده رفته خونه غریبه وراحت بغل میکنن هم رو یا شاید من زیادی احساساتی وبه قول جوانهای امروزی تعصبات هستم

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    رو به خوبی تعییر میدین مورد تایید من نیشت اما دوست دارم ببینم رمان شما چی میشه آخه خونه داره کار داره وفرد مستقلی هم هست چرا خونه پندار مونده وپندار خیلی راحت احساس میکنم که همه اخلاقش به خاطره شیوا

    ۲ سال پیش
  • سلام

    0

    سلام نویسنده جان من رمان زیاد می خوانم ورمانتون عضو رمان هایی هست که دوستش دارم اما بیشتر حرص میخورم که پندار چیز مهمی داره قائم میکنه ویک چیز دیگه من رمان هایی که راهشون درست نیست ولی آخرش رو به

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    پندار چیو پنهان میکنه؟🙏🪻

    ۲ سال پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    چند پارت دیگه مشخص میشه عزیزم❤️🤌🏻

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    0

    ممنون

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️