پارت سی و هفتم :

سعید مجبور می شود سری به کارخانه بزند تا یک سری از کار ها را سروسامان بدهد.
ـ صحرا تو به چیزی دست نزن، من خودم که برگشتم بقیه کارها رو انجام می دهم.
با خودم به همین خیال باشی می گویم و به محض خروجش از خانه به سراغ باز کردن جعبه ها می روم.
سعید وسایل بزرگ را جابه جا کرده بود و حالا مانده بود باز کردن جعبه هایی که تعدادشان هم کم نبود.
پدر در خرید جهیزیه حسابی دست و دلبازی به خرج د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • کوثر

    0

    عالی بود ممنون

    ۱ سال پیش
کپی شد!