اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت سی و هفتم :
سعید مجبور می شود سری به کارخانه بزند تا یک سری از کار ها را سروسامان بدهد.
ـ صحرا تو به چیزی دست نزن، من خودم که برگشتم بقیه کارها رو انجام می دهم.
با خودم به همین خیال باشی می گویم و به محض خروجش از خانه به سراغ باز کردن جعبه ها می روم.
سعید وسایل بزرگ را جابه جا کرده بود و حالا مانده بود باز کردن جعبه هایی که تعدادشان هم کم نبود.
پدر در خرید جهیزیه حسابی دست و دلبازی به خرج د
لطفا صبر کنید...

کوثر
0عالی بود ممنون