اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت سی و ششم :
شب را دوباره در مسافرخانه می مانیم و صبح زود به خانه مان می رویم تا قبل از آمدن وسایل، کمی گرد و خاکش را بگیریم.
سعید در حال تمیز کردن خانه و یا جابه جایی وسایل مدام با تلفن صحبت می کند تا راه اندازی کارخانه به تعویق نیوفتد.
جابه جایی وسایل که تمام می شود و کارگر ها که می روند، پذیرایی را فرش می کنیم و مبل ها را می چینیم و بعد هر دو روی فرش می نشینیم و به اسباب و اثاث دورمان نگاه می کن
لطفا صبر کنید...

م
2دلی که شکستی وتحقیری که صحرا شده تاوانش خیلی بیشتر از ایناست سعیدخان، حالا حالاها باید تحمل کنی ودلبری کنی شاید بخشیده بشی