پارت یازده :

ـ خودت خوردی؟
ـ نه.
ـ چرا؟!
ـ اشتها نداشتم.
ـ پس بیا با هم بخوریم... اینا زیادن.
بعد هم سینی را جلوتر گذاشتم.
ـ میگم امشب نتونستیم قالی رو ببافیم، عقب موندیم.
ـ آره مجبوریم شبهای دیگه بیشتر بیدار بمونیم تا امشب رو جبران کنیم.
ـ به غیر از این بدهکارِ ، بدهی دیگه ای هم دارید؟
سعید آهی کشید و گفت:
ـ نه خدا رو شکر این آخریشه، این بدهی مون تموم بشه می تونم از ما

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زیبا

    0

    عالی بود ممنونم از نویسنده

    ۱ سال پیش
  • مریم فرزانه

    0

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • ....

    0

    ..

    ۲ سال پیش
  • ریحانه

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • خوب بود

    0

    عالی بود

    ۲ سال پیش
کپی شد!