اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت ده :
کادوهایشان را بهشان دادم؛ می دانستم سعید از من چیزی قبول نمی کند پس شلوار لی که برایش خریده بودم را به آمنه دادم تا چند روز بعد از ظرف خودش به او بدهد.
شب همگی با اشتها سبزی پلو ماهی را خوردند اما سعید ناراحت بود و پدرش هم هر از گاهی آه می کشی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مبینا
0خیلی خانواده خوبیننن به نظرم هر خانواده دیگه ای بود یا دختره رو قبول نمیکردن یا باهاش بدرفتاری میکردن