پارت صد و چهارده :

حامی لحظاتی سکوت کرد و آرش به چهره‌ی غرق در فکر او خیره بود.
- مهوا منتظره، زنگ می‌زنی مامانت؟
همراه نفسی که آزاد کرد، سرش را با مخالفت، به طرفین تکان داد.
- نه... اگه می‌خواست حقیقت رو بگه، تا حالا گفته بود. مادرمه... نمی‌تونم که با تهدید و داد و فریاد ازش حرف بکشم! مهوا هم فعلا ندونه بهتره.
- مگه الکیه؟! به مهوا نگیم، از مادرت هم نپرسیم، پس میگی چه‌کار کنیم دقیقا؟ اصلا مگه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمنه

    0

    واقعا حامی مرد عالی که لا وجود دونستن قضیه و هنوز ازش طرفداری میکنه خاک تو سر حنانه بهش میگم حقت بود با پیرمرد ازدواج میکردی نه با مرد با غیرت

    ۱ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    چقدر خوبه که آرش هم داره همراهشون میره ،انگار با وجود آرش خیالم راحت تره ،ممنونم نگار جون ♥️💔🙏

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون از همراهی و انرژی شما مهربونم♥

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    2

    الان بین راه میگیره میخابه و باید حامی تاشیراز رانندگی کنه ،

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    آرش هم کم زرنگ نیست میخاد اول از همه این از واقعیت سر دربیاره

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    چقد خوب که حامی انقد پشتیبان مهوا هست و داره واقعی حمایتش میکنه

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    🩶❤️💙💜🤍💛🩵💚🧡🤎

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    4

    الان آرش حنانه رو فراموش کرده یعنی🤔یاهنوزم دوسش داره؟

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    معلومه که فراموش کرده اینم پرسیدن داره

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    الان فقط مهواوارامشش فکروخیال ارش شده بعله 😍

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    طفلی مهواچقدرسخته بعدچندسال زندگی بخوای حقیقتی درموردزندگیت بفهمی دیگه هیچ وقت ادم سابق نمیشی بازخوبه یه تارموی حامی به توران نرفته هرچقدرهم عصبی وبداخلاق بازهوای مهواروداره ایولااول به ارش بعدبه حامی

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    4

    زودتر راه بیوفتین مام بفهمیم قضیه رو 😢 اصلا عموش زندس که بخان برن؟

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    من بیشترازمهواوحامی وارش خان فضول کنجکاوم ببینم چی شده

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    مرسی نگارجونم عالی مثل همیشه😍😘🥰

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    چه دستوری هم صادرمیکنه ارش خان خودم میام الانم راه میفتیم فرداروزی رفتن سرخونه وزندگیشون مهواروکه بیچاره میکنه بادستوراتش من ازالان بفکرزندگی مشترک مهوام.دوستان شماهم بفکرهستین؟

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    فضول خان میخوادبره تابفهمه چی به چیه به مهواهم میگه شرط حامی قبول کن عجب پرویی حامی جلوش بگیرکه فرداازدربیرون کنی ازپنجره میادتوازاولم ول کن نبودبرین شیرازبیاین عمرادست ازسرتون برداره من این پسرشناختم

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    موافقین الان بریم اخه یکی نیست بگه پسرتو ته پیازی یاسرپیاز بیابروپی کارت تابازاخراج نشدی واز کاربیکار😂نگارجون خودمونیما عجیب سریش بودن ارش به دل میشینه

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    به قول مهوااین کارفقط ازیه دشمن برمیاد یعنی مادرمهوا کیه؟

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    حامی چه سریع باقضیه کناراومدوقبول کردارش باهاشون بره اصلاپیگیراین نیست ارش چراول کن مهوانیست خوبه تادیروز چشم دیدن همونداشتن

    ۲ سال پیش
کپی شد!