پارت ششم :
براى همین حتى وقتى حرف را به قرار بعدى و به آینده مىکشانند و بهم مىفهمانند از نظرشان همهچیز اوکى است و تمایل دارند باهام ادامه بدهند، من هم لبخند مىزنم اما مطمئنم دوباره بهشان تلفن نخواهم کرد. هیچ قرارى دوبارهاى وجود ندارد. این زن کسى نیست که دنبالش هستم.
آدم توى دهÙبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لیلا مردانی | نویسنده رمان
🙏🌼🌱
۲ سال پیشفاطمه
0عالی
۲ سال پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
🙏🍃🌸
۲ سال پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
🙏🍃🌸
۲ سال پیشزهره
2نویسنده عزیز رمان خوبیه ولی یکم گیج کننده است از اون گیج های نه که خوشت میاد نه این یه جوری حس میکنم که یک پارت نوشته شده بعد رفته پارت ۱۵ یه جوریه
۲ سال پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
تعبیرتون جالب و کمی درست به نظر میرسه. چون قصه در واقع از فصل دوم شروع میشه و فصل اول بیشتر یه پیشگفتاره. 🌱🌼
۲ سال پیشزهره
1مثلا اول با نگار تصادف کرد حالا یهو میخاد با اون ازدواج کنه درسته پرش زمان ولی برلی خواننده گیج کننده است و همه یی هیجانش همون اول تموم میشه
۲ سال پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
این رمان یه داستان معمایی یا حتی هیجانانگیز نیست بلکه یه درام عاشقانهی سادهست. اگر به این ژانر علاقه دارید، از همراهیتون خوشحال میشیم🍃❤️
۲ سال پیشاکرم بانو
1ماهرخ خواهر خسرو؟
۲ سال پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
بله عزیزم
۲ سال پیشفاطمه
0عالی
۲ سال پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
❤️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

خوب بود
0خوب بود