پارت نوزده :

باد سرد سیلی سنگینی به صورتم زد. پلک هایم را آهسته باز کردم و به دور تا دورم که پوشیده از برف بود نگاه کردم. روی کوهی از برف ایستاده بودیم، رو به رویمان صخره و کوه های خاکستری سر به فلک کشیده بودند. دستانم را از سرما جلوی دهانم گرفتم و به لرد نگاه کردم. اخم هایش را در هم کشید و گفت:
-می دونم این جا کجاست!
ایوا بال های کلاغی شکلش را باز کرد، با تعجب به نیمه کلاغ/نیمه انسان بودنش نگاه کرد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگار

    0

    وایی دخی مون هوس کتک یا چیزی رو کرده آخه بگو چیکار این بدبخت داری که از حرص خوردنش لذت میبری ولی اگه بخوام از منبر بیام پایین خودمم حال میکنم اینجوری با هم بحث میکنن خیلییی خوبه بخصوص لارا حدیث جونم عاشقتم😘💙💙💙💙

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    0

    به جای اینکه لارا ممنون باشه از ایزاکین نمک رو زخمش میپاشه

    ۵ ماه پیش
  • الناز

    0

    تنت میخاره گلم؟؟؟؟؟

    ۶ ماه پیش
  • مهناز

    1

    حال لارا رو درک میکنم😂دیالوگ فیلم اونم وسط یه بحث جدی🤣

    ۸ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    حرص خوردنش ملسه

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی عالی مرسی حدیث جونم 😍😍مثل همیشه گل کاشتی 😍😍خیلی باحاله دستت طلا 💋❤️

    ۲ سال پیش
  • صبا

    0

    واییییییییییییییی خیلی قشنگیه🫠🦋🌱

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😍🥺🫶🏻

    ۲ سال پیش
  • عسل

    1

    عالی

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    1

    عالیه عزیزم😍😇👌🏻

    ۲ سال پیش
  • دلارام

    7

    یعنی قدرت ، ابهت و غرور...هر چیزی که ایزاکین توی این ۱۰۰ سال داشته با یک جمله لارا دود میشه ، همچین حرصشو در میاره که قشنگ میفهمم چقدر اون دختر ضعیف عوض شده 😂. عالی بود عزیزم 🌹❤️

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    ایزاکین رو به لارا: ایا من برای تو یک لطیفه هستم؟

    ۲ سال پیش
  • دلارام

    3

    برای لارا نمی دونم اما برا من آره😂 یه کیفی داره وقتی حرص بقیه رو در میاری مخصوصا اگه یه مغرور باشه😂🤣

    ۲ سال پیش
  • Yasna

    2

    مثل همیشه عالی✅

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرابی

    0

    نمیدونم دختره نترسه یا احمق چه جرئتی داره ممنون عالیه واقعا خسته نباشید

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    6

    امان از دست لارا از نقطه ضعف ایزاکین سو استفاده می کنه😁💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • دنیز

    3

    واقعا خسته نباشی حدیث جان خیلی قشنگیه🍀

    ۲ سال پیش
  • ...

    2

    ♥️♥️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️