لرد تاریکی به قلم حدیث افشارمهر
پارت هجده :
نفر بعدی لکس بود. لکس بقچه دار این اکیپ بود، معمولا ساکت و مثبت به نظر می رسید. شخصیت صاف و ساده ای داشت و موهای قهوه ای لختی داشت که کج زده بود و عینک های گردی بر چشم می زد. چیز زیادی از لکس نمی دانستم جز این که تا الان چهارتا دیالوگ از او شنیده بودم.
نیک قد بلند و با اندامی پر و چهار شانه بود موهای مشکی داشت چشم های درشت و لب های باریک و بینی کشیده و لب هایی تقریبا باریک. انگار جان سینا بو
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ایدا
0عالی عالی عالی
۱ سال پیشانیس
5یدونه ایزاکین لطفا
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
چشم
۲ سال پیشثریا
2عاشق ایزاکین شدم🥰😂👌🏻
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
علاقتون متقابله
۲ سال پیشسوما
1واییییییییییی مردم از هیجان 🤯
۲ سال پیش...
1واقعا قشنگههههه
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍🤍 عزیزدلم
۲ سال پیشدلارام
2قلمت عالیه همه چیز رو زیبا توصیف می کنی و وقتی میخونیش انگار خودت حظور داری و کاملاً میتونی صحنه رو تصور کنی.
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍🥺♥️جانااا
۲ سال پیشاسما
0عالی خیلی قلمت خوبه
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
مرسی قشنگم🤍
۲ سال پیشفاطی
4یه حسی بهت میده فکر میکنی داری تو یه دنیایی از تخیل ولی واقعی قدم میزنی و همه رو میبینی..واقعا جذاب
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍🥺عزیزدلم
۲ سال پیشساناز
0🩶🧡💛💚🩵🤍💜🤎❤️💙
۲ سال پیشShiva
2کارت عالیه دختر ❤️✨ انقدر قشنگ می نویسی که دوست دارم تا پارت آخر رو یه جا بخونم
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
مرسی از لطفت شیوا جون
۲ سال پیشزهرا
1ارزش این همه انتظار رو داشت مثل همیشه عالی بود
۲ سال پیشفاطمه ❤️
0خیلی عالی بود واقعا حس کردم اونجام ودارم از نزدیک میبینمشون👏👏💜💜💜
۲ سال پیشآنیا
0دمتگرم حدیث جون👌
۲ سال پیشنیلوفرابی
0عالی بود خسته نباشید
۲ سال پیشدنیز
1حدیث واقعا حرف نداری انگار همه ی این ها واقعی و تو تمام این ها رو لمس کردی که داری با تمام جزئیات مینویسی.مچکرم که مارو با این قلم زیبات شگفت زده می کنی.هرپارت یه جذابیت خاصی داره.واقعا خسته نباشی🌱🙂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0ویییییییییییی واقعا عالی بود خیلیییی قشنگ بود من که خیلییی دوست داشتم💙💙💙💙