پارت سوم :

در باز می‌شود، آوین پتویش را به دندان می‌کشد تا لرزشش نمایان نشود؛ ولی موفق نمی‌شود تا خود را کنترل کند. صدای باربارا و پیتر را می‌شنود. هردو نام او را بر زبان می‌آوردند. نمی‌تواند پاسخ بدهد. انگار که دستی روی دهانش قرار گرفته و سرمایی عجیب او را به آغوش کشیده. او نمی‌تواند ح

با احترام، به اطلاع شما می‌رسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آذر

    0

    رمان خارجیه؟

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • Asal

    6

    چطوری اون زیر دووم میارن؟؟من بجاشون احساس خفگی میکنم!😶

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    از همین الان معلومهه قراره کلی معما داشتهه باشهه

    ۲ سال پیش
کپی شد!