اقیانوس سیاه به قلم ملیکا کاظمی
پارت سوم :
در باز میشود، آوین پتویش را به دندان میکشد تا لرزشش نمایان نشود؛ ولی موفق نمیشود تا خود را کنترل کند. صدای باربارا و پیتر را میشنود. هردو نام او را بر زبان میآوردند. نمیتواند پاسخ بدهد. انگار که دستی روی دهانش قرار گرفته و سرمایی عجیب او را به آغوش کشیده. او نمیتواند ح با احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...

آذر
0رمان خارجیه؟