گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت سیصد و چهل و دوم :
سپس محتاطانه پا در مسیر جنگل که چند متر پایینتر از سطح جاده بود و حکم دره را داشت، گذاشت و دستش را سمتم دراز کرد. دست در دست او نهادم و پشت سرش وارد جنگل انبوه پیشرویم شدم.
شانه به شانهاش در دل جنگل پیش میرفتیم. سکوت وهمآور جنگل را تنها صدای شکستن شاخ و برگ درختان زیر کفشهایمان و گاهاً حرکت شاخهها در اثر وزش باد صبحگاهی میشکست.
هوا به شدت دلچسب بود و اگر در شرایط دیگری ب
لطفا صبر کنید...
