پارت هفتاد و هشتم :

تهمینه اصلاً درک نکرد! یک لحظه هاج و واج از این واکنش مانده بود... به دنبالش توی اتاق رفت و اخم آلود نگاهش کرد.
- هیچ معلوم هست تو چته؟ واسه چی اینجوری رفتار می‌کنی؟
ستایش داشت شال آبی رنگش را تا می‌زد که دستانش از حرکت ایستادند. نگاهی به مادرش انداخت و بعد یکی از کشوهای دراور را بیرون کشید.
- ستایش با توام دختر! یه چیزی بگو دیگه...
- مامان تو واقعاً... واقعا از این یارو خوشت میا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • چیپسی

    0

    چقدر به حس این پارت ستایش نیاز دارم. دلم میخاد بعد مدتها اشوبی که دارم قلبم اروم شه 🫠

    ۵ ماه پیش
  • Zahra

    2

    چه خوشحال هم شد من فکر میکردم کلی ناز بیاره☺️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه دیگه ده سال انتظار جایی برای وقت تلف کردن نمی‌ذاره🤭

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    1

    ستایش چرا اینقدر ضایع بازی در میاری🤦🏼 ♀️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😆

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    بالاخره دارند به هم میرسن اونم بدون هیچ مانعی پس مبارک 👰🦋

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تبریک به من، تبریک به تو، تبریک به همه🤩

    ۲ سال پیش
  • Fafa

    1

    سلام آزاده جون خوش قلمم...چقد قشنگ بود این. پارت قشنگ اون حس خوب ستایش رو درک کردم مرررسی بخاطر قلمت

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام جانم خواهش می‌کنم🤩💚

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    3

    یجوری از ترکیه پا شد اومد ایران من گفتم لااقل یه ذره ناز و ادا میاد برا سهند😅😅

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه دیگه ده سال گذشته حوصله ناز و ادا نداره😂😂😂ولی از بین دخترای من فریال و نیلی ناز و ادا دارن🤭فعلا نیلی تازه اوکی شده...

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    4

    فریال و نیلی فقط ناز دارن.ولی اونی که پدرِ پدرجد فرهادمیرزا رو درآورد تا اوکی بده گلشن بود😅😅😅دلم تنگ شد براشون 🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فرهاد واقعا بدبخته😂اون از زن بد اخلاقش اونم از برادر زن رو مخش

    ۲ سال پیش
  • هدی

    0

    لحظه ی وصال نزدیکه😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بسیار نزدیک🤩

    ۲ سال پیش
  • # تابان#

    0

    من از پارت اول تا اینجا رو تو یک هفته خوندم از بس کنجکاو بودم و واقعا هم عالیه 🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به به🥰💚امیدوارم تا انتها ازش لذت ببری

    ۲ سال پیش
  • نهال

    0

    اِوا..پس کو ناز و اداهات ستایش؟من گفتم سهند بیچاره راه درازی در پیش داره که انگار الهی شکر نمیخوای زیاد منتظرش بذاری

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه بابا بعد ده سال دیگه ناز و ادایی مونده مگه😁

    ۲ سال پیش
  • نهال

    1

    عروسی در پیش داریم هوررررررا لباس چی بپوشیم😁😁

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یکی از سوال های بی جواب تاریخ...

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    0

    نه از اون سر و صدا کردنش نه از این ذوق کردنش😕💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آخه هدایتی داریم تا هدایتی....😆

    ۲ سال پیش
  • S

    1

    فاز ستایشو درک نمیکنما نه به اون توپیدناش نه به این اکلیلی شدناش🦖

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اون توپیدنش نمک زندگی بود😆یهو جا خورد از عقب نشینی سهند. الان چی کار کنیم؟ هر چی بگی همونه! دعواشون بندازم؟🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • S

    1

    نه دیگه گناه دارن به اندازه کافی سرویس شدن😂😂

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    3

    این پروانه های نامرئی روی گونه رو برا همه تون آرزومندم🧚 ♀️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وااااییییییی😍😍😍آرزوی جذاب و مرتبط با رمان😏💚

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    0

    ❤️ 🩹💖💝

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    چه قندی هم تو دل ستایش آب شد حلا وقت لباس خریدن بودین که عروسی داریم تو راه مرسی آزاده جونم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی از همراهی تو😍💚 واسه لباس بدوییم بریم اف ام مزون ببینم نظر فریال چیه😍

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    بلخره دارن به هم میرسن 😍😍😍🤎🩵💚🧡💙❤️💛🩶💜🤍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خب... شاید!😏

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️