پارت دوازده :

- ببخشید عزیزم، می‌دونم مقصرم، می‌دونم ترسیدی! انقدر خودت رو اذیت نکن! من مقصرم، حواسم بهت هست. دیگه هر روز ده بار بهت زنگ می‌زنم. خوبه؟ حرص نخور عزیزم!
الناز دست های یخ زده اش را دور گردن بهنود گرفت و نفس لرز دارش مثل بغض ته نشین شده ای از بین لب های قیطانی اش بیرون زد، با هق هقی که فکش را می لرزاند «بهنود خیلی نامردی» را گفت و پلک بست؛ اما او میان موهایش را نفس کشید و عطش خستگی هایش را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Setareh

    1

    دیگه از کاسه صبرش لبریز شد از کوره در رفت .رفتار های الناز خیلی دیگه خارج از تحمله

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    بهنود و الناز یه اندازه مظلومن الناز میریزه بیرون بهنود میریزه تو‌خودش

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    آخه رفتارای این دختر دیگه خیلی بده

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    چراالنازاینطورمیکنه؟بخاطربارداریشه؟

    ۲ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    عزیزم جلوتر متوجه میشین فردا بازم سه پارت میذارم

    ۲ سال پیش
  • ماهی

    1

    بهنود بیچاره دلیل رفتارا الناز نمیفهمم! ولی فکر کنم بی دلیل نباشه

    ۲ سال پیش
  • اکرم

    1

    دلم برای بهنود میسوزه ولی النازم حس میکنم حق داره

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️