پارت دویست و پنجم :

لبخند روی لب‌هایم نشست، این جواب یعنی قبول کردن خواسته‌ام، قبول کردن پیشنهادم، این جواب یعنی رسیدنم به مراد دلم ...
پشت رل نشستم و بدون این‌که خوشحالی‌ام را پنهان کنم پاسخ دادم.
- نه نیستم. تازه انرژی گرفتم.
استارت زدم و با خوشحالی وصف نشدنی به سمت رامسر راندم.
باورش برایم سخت بود که توانسته بودم حنا را راضی کنم.
باورش برایم سخت بود که توانسته بودم او را از رفتن به پار

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!