پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت دویست و چهارم :
نگاهم به لبهایش افتاد، در رویاهایم بارها بوسیده بودمشان، در رویاهایم بارها با حنا معاشقه داشتم، در رویاهایم بارها دنبالش دویده و در آغوشم گرفته و او را به خود فشرده بودم، در رویاهایم بارها او را قلقلک داده و صدای قهقهی بلندش را در آورده بودم...
با لحنی مطمئن پاسخ دادم:
- بذار بکشم، تو به مشکل خودت فکر کن.
چشمانش را به نرمی باز کرد، نگاههایمان معطوف هم بود، چشمانش همچنا
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
