پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت دویست و دوم :
- اصلا چطور اینو به بقیه بگیم به این فکر کردی؟
قلبم مالامال از امید شد.
- شک میکنن، با خودشون نمیگن تا دیروز به عنوان خواهر برادر همدیگه رو نگاه میکردین چی شد که یهو تصمیم به ازدواج گرفتین اونم یهویی به این سرعت؟
با اطمینان به حرف آمدم.
- من هیچوقت به تو به اون چشم نگاه نکردم.
- شاید تو نگاه نکرده باشی، ولی بقیه اینطور تصور کردن.
اینبار با هر دو دستم، دستش را فشر
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
