پارت دویست و یک :

درمانده تیر آخر را زد.
- پشیمون می‌شی، الان سرت گرمه نمی‌فهمی چی می‌خوای، بعد از این‌که تو یه خونه زندگی کردیم و به اسم همسرت شدم ولی هیچ چیز مشترکی تو اون خونه با هم نداشتیم می‌فهمی چه بلایی سر خودت آوردی. بخدا سخت می‌شه تحمل این زندگی برات.
کمی مکث کرد و با شرم ادامه داد:
- وجود بعضی غرایز و نمی‌شه نادیده گرفت، مخصوصا وقتی عاشق طرف مقابلت هم هستی، عذاب می‌کشی کوروش، نکن، ل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!