پارت صد و نود و نهم :

حنا به هق هق افتاد، کم آوردم، از خودم بدم آمد، اما من اکنون هیچ چیزی جز عشقم در چنته نداشتم که مانع از رفتن او شوم. می‌خواستم عشقم شود دلیل نرفتنش، خود‌خواهی بود یا چه چیز نمی‌دانم، ولی من اجازه‌ی رفتن و دور شدن را به حنا نمی‌دادم.
سخت بود گفتنش ولی با همان سختی با درد ملتمسانه گفتم:
- لطفا بهم فرصت بده، لطفا بهم فرصت بده خودم رو اون‌طور که هستم نشونت بدم نه اونطور که تا حالا منو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!