پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و نود و هشتم :
جدیت لحن بیانم را حذف که نکردم هیچ، بلکه آن را بیشتر کردم تا حنا خوب متوجه قاطعیتم شود.
- اون برای زمانی بود که من فکر میکردم داری بخاطر من این بلا رو سر خودت میآری، بخدا بلاست، به نظرت من اجازه میدم که تو خودت بشی بلای جون خودت؟
دستم روی فرمان قرار گرفت.
- فکر رفتن رو از سرت بیرون کن. اونم به طور کامل ...
خواستم ماشین را به حرکت درآورم که حنا عصبی گفت:
- من میرم، تو نم
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
