پارت شانزده :

«گذشته»
بعد از مدت‌ها آموزش و تمرین، نوبت اجرای آموخته‌هایش بود. نگاه دقیق کاوه با حرکت انگشتانش در حرکت بود. بی‌انصاف سخت‌ترین قطعه را برای اولین اجرای کاملش انتخاب کرد. با دقت نت به نت را نواخت؛ طوری که او پی به هوش سرشارش ببرد. پس از دقایقی نه چندان طولانی به نواختن پایان داد و در انتظار، چشم به کاوه دوخت. لبخند رضایت او خاطرش را آسوده کرد: آفرین. عالی بود. گمون نمی‌کردم بتونی از

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هدی

    0

    سه سال گذشت یعنی آرمان تونست سه سال رو با لادن و اخلاقش سر کنه؟🥲

    ۷ ماه پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ناچار تحمل کرد

    ۷ ماه پیش
  • زهرا سادات صالحی

    0

    متشکر از زحمات شما عالی

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم❤🌸

    ۱ سال پیش
  • طاهره

    0

    سلام عزیزم عالیه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۲ سال پیش
  • رها

    0

    رمان قشنگه وزیباییه و البته دردناک و آموزنده ...

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ❤🌱

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    از خوندنش لذت بردم.دست مریزاد

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم🌸

    ۲ سال پیش
  • اهورا

    1

    خیلی خوبه، هرچه میریم جلوتر هیجانش بیشتر میشه ممنون از رمان عالیتون🌹❤️

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    مرسی🌸

    ۲ سال پیش
  • خوب بود

    0

    خوب بود

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ❤❤

    ۲ سال پیش
  • پریسا

    2

    امید وارم مهرتا دیگه به آرمان علاقه ای نداشته باشه اینجوری رمان خیلی جذاب و هیجان انگیز میشه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ❤❤

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    سه سال گذشت,یعنی مهرتاتونسته ارمانو فراموش کنه؟

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    هر آدمی که پا تو زندگی دیگری می‌ذاره، خاطراتی ازش به جا می‌مونه که هرگز فراموش نمی‌شه، اما منطقی اینه که عمر و روح رو به پای چیزی که لیاقت نداره، هدر ندیم. مهرتا با این منطق داره با درد دست و پنجه ن

    ۲ سال پیش
  • دنیز

    2

    کاوه خیلی ادم خوبیه. مهرتاش به نظرم ول کن ارمانو به همین کاوه بچسب همین خوبه. مچکر رویا جون.

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم😘

    ۲ سال پیش
  • دنیز

    0

    سه سال گذشت؟ چه چطوری کنار اومد؟

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    2

    حرف کاوه درست🙏

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    👌

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    6

    چقدر کاوه خوبه. درد و بلات بخوره تو سر آرمان و لادن

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    بابا همین کاوه سفت باید بچسبی😅

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😂

    ۲ سال پیش
  • Sozi

    0

    🙂👌🏻

    ۲ سال پیش
کپی شد!