پارت شصت و چهارم :

به طرف درِ آپارتمان رفت با یک دست موهایش را یک‌ور شانه‌اش جمع کرد. قیافه‌ی بهم ریخته‌اش را گذرا درون آیینه نگاهی کرد از دیدن یکهویی بهناز خوشحال نبود.
بی هوا در را باز کرد با دیدن کسی که انتظارش را نداشت "هیع" خفیفی کشید. سریع در را بست ناخنش را در دهانش گذاشت با خودش گفت" اینجا اومده چه‌کار؟!"
- نهال کیه؟!
یک چشمش را بست لبش را گاز گرفت
و دور خودش چرخید با دیدن شال‌و مانتوی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!