مذهب عشق به قلم رویا ملکی نسب
پارت چهارده :
_ واسه نجات خودت هرگز کسی رو ناچار به دروغ نکن.
سحر که سر در گوشی او برده بود گفت: حالا اونقدر خجالت بکش تا یه تابلو ازش در بیاد.
حرف حق جواب نداشت!
هوای بهار عجیب رخوتانگیز بود، با این حال مسیر نه چندان دور خانههایشان را پیادهروی کرد. از عاطفه خواست به هیچوجه بیدارش نکند حتی اگر از آسمان باران شکوفههای سیب و گیلاس ببارد. رهآورد خوابآلودگی بیحدش یک خواب راحت و بدون
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنونم❤
۱۱ ماه پیشام البنین
0حالا بسوزوبسازه هنوز مونده تا پی به کارش ببره
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
💔💔
۱ سال پیشMaryam
2من احساس میکنم ترنم زنده ست منتظر اون قسمتی ام که دست لادن رو بشه اون موقع واکنش آرمان دیدنیه به نظرم آرمان اصلا عاشق نبوده کسی که عاشقه هیچوقت معشوقه اش رو به کسی که ترجیح نمیده
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
امیدوارم داستان باب میلتون پیش بره
۲ سال پیشآمنه
4ای کاش توی همین حال مستی به همه گند کاری هاش اعتراف کنه یعنی دلم خنک میشه همیشه از خدا میخوام جواب بدی رو توی این دنیا ببینم مثل خیانت نتیجه بی اعتمادی ودروغ دوست دارم گناهکار کمی نتیجه کارش رو ببینم
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
عزیزم😊
۲ سال پیشالهه
0خیلی خوب
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
💝🌸
۲ سال پیشمهسا
4به شدت منتظر اون پارتی هستم که دست لادن رو میشه. اون پارت بدجور خوندنیه.
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😊😉
۲ سال پیشلیلا
0عالیه
۲ سال پیشاکرم بانو
0ترنم چی شده؟
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
در روند داستان متوجه می شید
۲ سال پیشر
4اوووووو گند لادن خانم در اومد🤮چه خوب لادن برا چزوندن آرمان همه چیز رو بهش مگه منتظرم
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🌱💝
۲ سال پیشAa
0عالی🌺👏
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنونم❤
۲ سال پیشاسرا
3آرمان ازقبل می دونست لادن چجوردختری الان چه توقعی ازش داره 😏
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خب دیگه.
۲ سال پیشستایش
0باور کنین لادن مسته
۲ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😊😊
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

وکیلی
0فعلامهرتاتابعدچه پیش آید