پارت چهارده :

_ واسه نجات خودت هرگز کسی رو ناچار به دروغ نکن.
سحر که سر در گوشی او برده بود گفت: حالا اونقدر خجالت بکش تا یه تابلو ازش در بیاد.
حرف حق جواب نداشت!
هوای بهار عجیب رخوت‌انگیز بود، با این حال مسیر نه چندان دور خانه‌هایشان را پیاده‌روی کرد. از عاطفه خواست به هیچ‌وجه بیدارش نکند حتی اگر از آسمان باران شکوفه‌های سیب و گیلاس ببارد. ره‌آورد خواب‌آلودگی بی‌حدش یک خواب راحت و بدون

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • وکیلی

    0

    فعلامهرتاتابعدچه پیش آید

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم❤

    ۱ سال پیش
  • ام البنین

    0

    حالا بسوزوبسازه هنوز مونده تا پی به کارش ببره

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    💔💔

    ۲ سال پیش
  • Maryam

    2

    من احساس میکنم ترنم زنده ست منتظر اون قسمتی ام که دست لادن رو بشه اون موقع واکنش آرمان دیدنیه به نظرم آرمان اصلا عاشق نبوده کسی که عاشقه هیچوقت معشوقه اش رو به کسی که ترجیح نمیده

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    امیدوارم داستان باب میلتون پیش بره

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    4

    ای کاش توی همین حال مستی به همه گند کاری هاش اعتراف کنه یعنی دلم خنک میشه همیشه از خدا میخوام جواب بدی رو توی این دنیا ببینم مثل خیانت نتیجه بی اعتمادی ودروغ دوست دارم گناهکار کمی نتیجه کارش رو ببینم

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    عزیزم😊

    ۲ سال پیش
  • الهه

    0

    خیلی خوب

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    💝🌸

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    4

    به شدت منتظر اون پارتی هستم که دست لادن رو میشه. اون پارت بدجور خوندنیه.

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😊😉

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    ترنم چی شده؟

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    در روند داستان متوجه می شید

    ۲ سال پیش
  • ر

    4

    اوووووو گند لادن خانم در اومد🤮چه خوب لادن برا چزوندن آرمان همه چیز رو بهش مگه منتظرم

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    🌱💝

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    عالی🌺👏

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم❤

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    3

    آرمان ازقبل می دونست لادن چجوردختری الان چه توقعی ازش داره 😏

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    خب دیگه.

    ۲ سال پیش
  • ستایش

    0

    باور کنین لادن مسته

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😊😊

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️