پارت نهم :



شوکه سر جایم میخکوب شده بودم.

با وحشت نگاهم را چرخاندم و به قاب در زل زدم.

غیرممکن بود که تا الان ندیده باشمش!

لب‌هایم خشک شده بودند.


با وحشت چرخیدم و به اتاقک نگاه کردم.

پنجره‌ای بزرگ رو به ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!