بال های زخمی به قلم حانیه باصری
پارت دوازده :
- خانم؟
رنگ از رخسارم که نه! گویی روح از بدنم پر کشید و رفت...
آب دهانم را با صدا قورت دادم و دستم را از روی داشبورد برداشتم
آهسته سرم را به سمت شیشه چرخاندم و به اخمهای گره خورده مامور نگاه کردم
صدای واق، واق سگ می آمد
به در ماشین حمله ور بود.
صدای برخورد پنجه هایش به در ماشین را میتوانستم به وضوح بشنوم.
- خانم یه لحظه از ماشین پیاده شید.
سُر خوردن قطرات عرق Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

حانیا بصیری | نویسنده رمان
پری تو همه کارات انقدر عجولی؟؟ به خودت بیا زن بالای 75پارت رمانه!! از راه اومدی میخوای سریع بفهمی بری؟ بزار سخن نویسنده منعقد بشه
۱ سال پیشپری
0چرا دکتر باید از بیمارستان بیاد بیرون بگه صدای سگ اذیت می کنه؟😂 اینا کار نگهبان و حراسته دکتر کارای مهم تری داره🥴 یکم خلاقیت ب خرج بدین
۱ سال پیش
حانیا بصیری | نویسنده رمان
برای تمام نوشته های این رمان تحقیق انجام شده و دلیل منطقی وجود داره اما نه تا وقتی که شما به قصد مسخره بازی و هیت نظر بزارید! کمتر حرص بخور و مودب باش وگرنه بخاطر سلامت روان خودت از ادامه رمان محروم میشی 💜
۱ سال پیش......
0خدا وکیلی سگه چجوری بوی مواد و تشخیص نداد ؟ 🤔😂
۲ سال پیشH
0❤️
۲ سال پیشسارا
0خیلی رمان عالیه با موضوع جدید.
۲ سال پیش...
1حانیا جونم،یه درخواستی داشتم که ممکنه پررویی باشه،ببخشید ولی میشه عکس شخصیت هارو اینجا هم بذاری؟🥺
۲ سال پیش
حانیا بصیری | نویسنده رمان
سلام عزیزم، کلیپه و حالت موزیک ویدئو داره نمیشه بزارم اینجا متاسفانه، توی پیج استوری هایلاته میتونی ببینی
۲ سال پیشAa
1عالی👏👏👏🌺
۲ سال پیش....
1خب دیگه شوخی بسه، دکتر و بدید من برم💅💞
۲ سال پیشNajva
3ممنون💕 دکتر=فرشته نجات در هر لحظه😉
۲ سال پیشاکرم بانو
2اون مواد کوفتی به این همه دردو استرس نمی ارزه،بذارش کنارتوروخدا
۲ سال پیش...
3من عاشق تر از پیشم دارم عاشق ترم میشم.(خطاب به جناب آقای دکتر)🤭
۲ سال پیشم.ر
1شانس آورد پرواز 😬
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

پری
0و مورد دیگه اینکه سگ چطور بوی مخدر ب کار رفته تو قرصو تشخیص میده اما خود ماده مخدرو ک جفتشه تشخیص نمی ده؟؟ چرا آخهه؟😂