پارت سی و نهم :

امین که به طاها زنگ می زند، متوجه می شویم او هم مثل ما حوصله اش سر رفته است، خود امین پیشنهاد می دهد پیش او برویم و امروز را با او بگذرانیم.
زن دایی و دایی بهمن که امین را می شناسند، مخالفتی نمی کنند و بعد یک طور خاصی به یکدیگر نگاه می کنند.
زن دایی در حال درست کردن لوبیا پلو بود، مواد غذا را بیشتر می کند تا برای امین هم غذا به اندازه کافی باشد. با توجه به هیکل امین به زن دایی سفارش می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • بنین

    10

    اصلا تو یه روز بارونی غمگین یه لیوان چای پرتقال با کتاب شما میچسبه.. مثل «به زلالی برکه» فوق العاده ست!

    ۳ هفته پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    بنین قشنگم

    ۳ هفته پیش
  • م

    20

    خیلی رمان خوبیه،قلمش روان هست وشخصیتها ساده وصمیمی وقابل باور

    ۳ هفته پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون ازنگاهتون

    ۳ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.