پارت سی و ششم :

طاها کلافه نفس عمیقی می کشد و با هر دو دستش موهای سرش را می کشد.
ـ ای خدا دارم دیوونه میشم.
از کلافگی و درماندگی اش، من هم کلافه می شوم.
ـ اون حریف تمرینی بیشعورت، نمی تونست یواش تر کشتی بگیره که اینجوری نزنه گوشتو داغون کنه؟!
طاها در حالی که کف دستش را روی پیشانی اش گذاشته، می گوید:
ـ حرف ها می زنی برفین!! ما اگه با تمام قدرتمون با هم کشتی نگیریم که نمی تونیم توانایی هامون

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    10

    خیلی بچن هر دوشونم و من حس خوبی ندارم به این ابراز علاقه ها خدا کنه حسم اشتباه باشه مرسی نویسنده عزیز🙏🌹🌹

    ۲ هفته پیش
  • شبنم

    40

    خوب بود ولی خداکنه همه چی بخیر بگذره اینها بچه اند

    ۴ هفته پیش
  • خخخخخخخ

    00

    عالییییییی

    ۴ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.