پارت سی و پنجم :

ـ بگو اون حرف چی بود؟ دقیقا و مو به مو حرفشو تکرار کن، من نمی دونم از نظر تو بد یعنی چی؟ باید کامل بدونم بهت چی گفته؟
ـ روم نمیشه، خیلی بد بود.
دوباره می خواهم گریه کنم که امین دست راستش را روی شانه ام می گذارد.
ـ اول حرف بزن بعد گریه کن.
تا به حال امین را این گونه جدی ندیده ام. از شدت ترس خود به خود اشکم بند می آید و بعد در حالی که عرق روی پیشانی ام نشسته است، حرف های مسعود را مو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شبنم

    20

    عالی بود منتظرم بقیه داستان رو بخونم که چی میشه

    ۳ هفته پیش
  • Sana

    00

    قلمت ماندگار نویسنده عزیز👏❤️

    ۲ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون ثنا

    ۲ ماه پیش
  • لیلا

    10

    عالیه

    ۲ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ممنون لیلا

    ۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.